Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

امتیازات

تا اینجایِ کار:

قهوه تُرک 1

اسپرسو 0

:دی

برس برس

امروز دیر بیدار شدم. 9 بیدار شدم و 1 ساعت از جزوه نوشتنم عقب افتادم :(

حالا ولش کن غصه ش رو نمیخورم.امیدوارم برسم امروز مصاحبه-2 و مصاحبه-3 رو بنویسم..

از خواب دارم بیهوش میشم.اما باید بیدار بمونم و وویسِ مصاحبه-2 رو تموم کنم. مهمه.وقتم کمه و کارام زیاد.

دیشب دوباره خواب دیدم!خوابای عجیب؛

غش

از خواب دارم غش میکنم ولی تا 8 شاگرد زبان دارم و 8 هم یه مراجع دارم که آنلاینه.

خدیا..توان بده لطفا. موتوشکرم

این روزها

حالا ادم هایی که همیشه حضورشون رو لازم داشتن،احاطه م کردن.

ادم هایی اهلِ کتاب،فلسفه،موسیقی های ناب،پادکست و طبیعت. ادم هایی که تشنه ی یادگیری هستن.

البته حداقل فاصله ی سنی که داریم ۱۰ ساله.یعنی من ۱۰ سال ازشون کوچیکترم.ولی به قولِ سانی،من باید با همین ادما بپرم؛چون خودمم توی همین سن و سالم :دی

خلاصه که همینا.

خوشحالم و خوبم و راضی.

شکر و الهی شکر.

شب بخیر.