Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

از خواب دارم بیهوش میشم.اما باید بیدار بمونم و وویسِ مصاحبه-2 رو تموم کنم. مهمه.وقتم کمه و کارام زیاد.

دیشب دوباره خواب دیدم!خوابای عجیب؛

غش

از خواب دارم غش میکنم ولی تا 8 شاگرد زبان دارم و 8 هم یه مراجع دارم که آنلاینه.

خدیا..توان بده لطفا. موتوشکرم

این روزها

حالا ادم هایی که همیشه حضورشون رو لازم داشتن،احاطه م کردن.

ادم هایی اهلِ کتاب،فلسفه،موسیقی های ناب،پادکست و طبیعت. ادم هایی که تشنه ی یادگیری هستن.

البته حداقل فاصله ی سنی که داریم ۱۰ ساله.یعنی من ۱۰ سال ازشون کوچیکترم.ولی به قولِ سانی،من باید با همین ادما بپرم؛چون خودمم توی همین سن و سالم :دی

خلاصه که همینا.

خوشحالم و خوبم و راضی.

شکر و الهی شکر.

شب بخیر.

بی سر و ته

همچنان که نشستم و دارم از پدیکورِ پام لذت میبرم،دارم فکر میکنم که محیط ارایشگاه ها و سالن ها چقدر عجیب و غریبه! چقدر من از ادمای اینجا دورم!چجوری یه مدت تو فکرم بود که برم کار ناخن یاد بگیرم؟دیوانه بودما!!!

هنوز کوله م رو جمع نکردم..امشبم به طرز خیلی جو گیرانه ای قبول کردم که جای همکارم برم سر کلاسش..و این در حالیه که یه کوه کار و وسیله دارم خونه. -__-

حالا امیدوارم نوبتم بشه ابروهام رو بردارم -_-

برای فردا خیلی ذوق دارم.

هورا هورا

راستی روز همه ی تیچرا هم مبارک؛بوس.

نمیشه که

نمیشه که تو هر حرفی دلت خواست رو بزنی بعد بگی من هیچی توی دلم نیست!

.

نمیشه که تو حرفی که نباید رو بزنی و بعد آخرش بگی جسارت نباشه!

.

آدما هم خودشونو مسخره کردنا. والا.