Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

زشته واقعا

مهمونی که نشه جلوش شلوارک پوشید،مهمون نیست.

ایش.

اُلد بات گُلد

مکالمه ی من و امیرحسینِ ۹ ساله، امروز:


+تیچر اگه کچل بشم چی؟

-خب بشی..چیه مگه؟

+اونوقت بهم میگن فوتبالیستِ کچل!

-خب اگه خیلی اذیتت کرد،میری مو میکاری.

+نه خوشم نمیاد.

-اونموقع میشی زِیدان.

+اون فرانسویه بابا فرق میکنه!

-وا؟ ایرانیا نمیتونن کچل بشن؟ =)))))

+ چرا میتونن! ولی کدوم فوتبالیست ایرانی رو داریم که کچل باشه؟

- علی منصوریان!

+ اَه بابا تیچر اون که قدیمیه..منظورم جدیدیاس. اصلا ولش کن میرم مو میکارم.


فکر میکنین نشستم تماشاش کردم؟نخیر..یه عالمه خندیدم از کلافگیش..اَه! بابا تیچر اون قدیمیه

خودت خُل!

از صبح دارم کاپلان رو ورق میزنم و دیگه اختلالی نمونده که به خودم یا دیگران نسبتش نداده باشم..

بله یا خیر؟

از دیشب که رسیدم به وسطای داستان زال و رودابه،دارم فکر میکنم که چقدر عجیب بوده!

فکر کن مثلا توی داستانِ این دو نفر،اینطوریه که زال،عاشق رودابه میشه.چطوری؟با توجه به توصیفاتی که ازش شنیده..رودابه هم به همین ترتیب و از توصیفاتی که از پدرش راجع به زال شنیده،یک صد نه صد دل عاشقش میشه.. و بعد،تصمیم میگیرن ازدواج کنن.

.

البته من خودمم که بچه بودم،خیلی بچه منظورمه؛مثلا ۷ سال اینا،از بیژن خوشم میومد :دی با توجه به چیزی که مامان برام میخوند،من روی اقا بیژن کراش داشتم..البته اون هم به علاقه ی من توجهی نکرد و دلش رو داد به منیژه. ایش ایش

:دی

.

پس نتیجه میگیریم که فقط در دنیای کودکانه ست که میتونی ندیده و نشناخته دل ببازی به کسی.در دنیای بالغانه،شرایط فرق میکنه.

.

مطمئن نیستم چقدر نتیجه گیریم درسته! ولی در این لحظه،مغزم میگه این درسته!

.

تا نتیجه گیری های بعدی،خدا یار و نگهدارِتان. :دی

یاواش

یکی از همکارام وقتی داره چایی میخوره،انگار داره آبگوشت میخوره! 

وااای..زن!تو چرا انقدر صدا میدی؟!