مامان شاگردم بهم گفت خانم فلانی جان! آدم شما رو میبینه حسِ طراوت و شادابی بهش دست میده.خیلی خوش انرژی هستین ماشالا..
عه وا قلب قلبی شدم خب :)))
بچه ها رو دوست دارم..
درواقع عاشقشونم. دوست دارم مراقبشون باشم؛دوست دارم کمکشون کنم و یه عالمه چیز یادشون بدم تا یه عالمه خفن باشن. تا جسور باشن؛تا شجاع باشن و جا نزنن توی زندگیشون.
من عاشق بزرگسالیمم.عاشق مسئولیت هایی که دارم.عاشق سختیایی که میکشم؛عاشق وظایفی که دارم..دوست دارم بچه هایی رو تربیت کنم که تاب آوری و سلامت روانشون بالا باشه تا اونها هم عاشق باشن..عاشق خودشون..عاشق زندگی..عاشق ثانیه هاشون..
امیدوارم بتونم به اون چیزایی که توی سرمه،جامه ی عمل بپوشونم.
آمین.
دکترم بهم قرص داد..قرص هورمونی.چون جوش میزدم..ولی بی شرف کثافت به بدنم نمیسازه :( همه ی دل و روده م بهم ریخته و دو روزه از حالت تهوع و سرگیجه،نمیتونم تکون بخورم..
بهش که پیام دادم،گفت قطعش کنم.دوست ندارم قطعش کنم چون نمیخوام که جوش بزنم :( دلم برای اون پوست صاف و اینه ایم تنگ شده.
ولی مجبوری قطعش کردم از دیشب..خدا کنه که تا صبح خوب بشم..خسته شدم از حالت تهوع.
دلم میخواد صبح که بیدار میشم،سرحال باشم و حالم خوب باشه.
دلم یک بغل امن و آروم میخواد.شکننده تر از هر وقت دیگه ای اَم.
شب بخیر.
…
پ.ن:
حالت تهوع محترم..از دلم و بدنم برو..خسته م کردی :(
پارتنر خیلی مهمه!
میدونی؟
هر مدل لایف استایلی که پارتنر ادم داشته باشه،روی زندگی تویی که باهاش در ارتباطی،تاثیر مستقیم میذاره..
البته منظورم روابط عمیقه.نه رابطه ی آبکی و دو روزه! میدونی چی میگم؟
ولی متاسفانه حوصله ندارم دلایلم رو بنویسم.خودتون فکر کنید ببینید چرا دیگه.افرین.
کاشکی حالت تهوع و سرگیجه م تا صبح خوب بشه.
آمین.