مینیسکِ زانوی راستم پاره شده :)
بین گریدِ ۱ و ۲ئه ولی خداروشکر.
دارو دارم و از فردا باید برم فیزیوتراپی.
فعلا نه کوه میتونم برم نه بدوم نه رانندگی طولانی مدت بکنم. :(((((
دیشب کلی گریه کردم،ارمان بهم گفت که صبح حاضر باشم میاد دنبالم تا با بچه ها بریم اونا میدون،من و ارمان پیاده راه بریم.خیلی رفیق خوبیه.بعد همش باهام حرف زد که غصه نخورم و دیگه گریه نکنم.
پیش دوستام بودن یکم حالم رو بهتر میکنه.
اخی چقدر روحیه ی لطیفی دارم :))))
مثل همیشه،همه چیز رو،میسپارم به دست نازنین خدای عالم..میدونم که اون،بهترین ها رو میخواد برای من.
خدا جونم..تو بخواه؛ تو بخوای خیره.
دوستت دارم.
خب من یه آهنگی دارم که وقتی لازمه گریه کنم، گوشش می دم. اصلا هم ممکنه ناراحتیم ربطی به متن شعر نداشته باشه ولی به محض اینکه پلی کنم، اشکم می ریزه. می تونم تا صبح هزار بار گوشش بدم و گریه کنم. البته الان میخوام بخوابم ولی همین یکی دو ساعت پیش که از یه چیزی ناراحت شدم سریع پلی کردم و گریه کردم! انگار اعتیاد پیدا کردم بهش. که موقع ناراحتی حتما باید همونو گوش بدم. روم نمی شه اسم آهنگو بگم =)) ولی خب خوانندش داریوشه.
امشب فهمیدم که وقت چیزی ناراحتم کرد و اون چیز، قابلیت حذف شدن رو داره، حتی یه لحظه هم وقت رو تلف نکنم و حذفش کنم. چند بار خواستم تحملش کنم یا باهاش کنار بیام ولی امشب دیگه نتونستم! و دوست ندارم دیگه هرگزه هرگز تکرار بشه. البته اندکی ازش باقی مونده که هنوز ناراحتم میکنه و به احتمال زیاد تا چند وقت دیگه اونم حذف کنم
5 رو از پریود بودنم میگذره.ولی امروز حالاتی رو دارم مثل پی ام اس.غمگینم،بی انرژی ام و بی انگیزه ام!
بله صبح هم خواب موندم و ۹/۳۰ بیدار شدم.
خب تقصیر خودمه درواقع که غیر واقع بینانه هدف گذاری کردم! اخرین باری که ۵ صبح بیدار شدم و درس خوندم، ۹ سال پیش برای کنکور بوده! چه انتظاری داشتم که اینطوری برنامه ریختم؟هیچ نمیدونم.
عیبی نداره.امشب برنامه ی بهتری میریزم.
من رو بچه ها خیلی حساسم. خیلی! در این که تو خیابون همش چشمم بهشونه. حتی شده مامانه جلو ویترین بمونه بچهه واسه خودش بره من رفتم صداش کردم گفتم رو پیش مامانت. همیشه وقتی یه بچه تنها می بینم می پرسم مامانت کجاست؟ هنوز می بینم بچه ها تنها تو کوچه ن. توروخدا مواظب همه ی بچه ها باشیم. خیلی بی دفاعن. زورشون حتی نمی رسه یه چیپس رو باز کنن چه برسه به اینکه از خودشون دفاع کنن... همش یاد دانش اموزای کوچولوم می افتم و ناراحت می شم. چجوری دلشون میاد این کوچولوهارو..؟ چجوری؟
امروز رفتیم دویدیم.
من بعد از 1 سال ندویدن،امروز 2 کیلومتر رو دویدم.احسان خیلی مرد خوبیه و خیلی همراهیم کرد امروز.باورم نمیشه که دوتا بچه داره!انقدر هم بچه هاش ناز و قشنگن.
بعدشم هندونه خوردیم
امروز کلاس سماع عالی تر از همیشه بود.حس خیلی خیلی خیلی خیلی عجیبی رو تجربه کردم.توی سجده ی آخر،نفهمیدم چی شد ولی هق هق گریه کردم.
امروز،یکی از بهترین روزای زندگی من بود.
خدای من. خدای عزیز و خوبِ من..
قبل از انجام هر کاری،همه چیز رو میسپارم به دست خودت.هر تصمیمی تو بگیری،یعنی خیر. میدونم که خوب ترین ها رو میخوای برام.
خیلی دوستت دارم.
شکر و الهی شکر.
شب بخیر.