موهامو کوتاه کردم امروز..
کرمم گرفت و نه تنها خیلی کوتاه کردم،بلکه چتری هم زدم!
اخه زن! دردت چی بود چتری زدی؟
تا از ارایشگاه اومدم بیرون،به مهدیه پیام دادم که شبیه سگ پا کوتاه شدم..خب راست میگم..واقعا هم شبیه شدم.
قیافه ی جدیدمو خیلی دوسش ندارم راستش..ولی خب کاریه که شده :دی
بلند میشه دوباره :دی
خلاصه که اینطوری.
کل امروز پکر و بهم ریخته بودم..
خیلی بدم میاد از ادم هایی که همش تورو منتظر میذارن تا حدسشون بزنی!اخه چته نینی کوچولو! خودت بیا بگو از چی ناراحتی دیگه..من که نمیتونم نیازهای درونی تو رو حدس بزنم.
ای وای مغزم.
خب از اونجایی که هیچوقت هیچی دیر نیست، و از اونجا تری(!) که من قابلیت یادگیری و انجام هررررر کاری رو دارم، باید بگم که حرکت شارپی رو درپیش گرفتم و این روزا شدیدا دمم گرمه! جوری که حیفم میاد بخوابم!
صبح پاشدم دیدم زهرا برام صبح بخیر جذاب،ستاره ی کنسرتِ کُلد پلی .
دختره ی دیوانه :دی
این کلد پلی هم داستان داره که اگر برنامه هام جور شد و رفتم،میام همشو میگم.
قطار برام از همه ی وسایل نقلیه،دلنشین تر و قشنگ تره..
قطار تهران رشت،از همه قشنگ تره دیگه.. :)
شکر و الهی شکر ^_^