بچه ها رو دوست دارم..
درواقع عاشقشونم. دوست دارم مراقبشون باشم؛دوست دارم کمکشون کنم و یه عالمه چیز یادشون بدم تا یه عالمه خفن باشن. تا جسور باشن؛تا شجاع باشن و جا نزنن توی زندگیشون.
من عاشق بزرگسالیمم.عاشق مسئولیت هایی که دارم.عاشق سختیایی که میکشم؛عاشق وظایفی که دارم..دوست دارم بچه هایی رو تربیت کنم که تاب آوری و سلامت روانشون بالا باشه تا اونها هم عاشق باشن..عاشق خودشون..عاشق زندگی..عاشق ثانیه هاشون..
امیدوارم بتونم به اون چیزایی که توی سرمه،جامه ی عمل بپوشونم.
آمین.
دکترم بهم قرص داد..قرص هورمونی.چون جوش میزدم..ولی بی شرف کثافت به بدنم نمیسازه :( همه ی دل و روده م بهم ریخته و دو روزه از حالت تهوع و سرگیجه،نمیتونم تکون بخورم..
بهش که پیام دادم،گفت قطعش کنم.دوست ندارم قطعش کنم چون نمیخوام که جوش بزنم :( دلم برای اون پوست صاف و اینه ایم تنگ شده.
ولی مجبوری قطعش کردم از دیشب..خدا کنه که تا صبح خوب بشم..خسته شدم از حالت تهوع.
دلم میخواد صبح که بیدار میشم،سرحال باشم و حالم خوب باشه.
دلم یک بغل امن و آروم میخواد.شکننده تر از هر وقت دیگه ای اَم.
شب بخیر.
…
پ.ن:
حالت تهوع محترم..از دلم و بدنم برو..خسته م کردی :(
پارتنر خیلی مهمه!
میدونی؟
هر مدل لایف استایلی که پارتنر ادم داشته باشه،روی زندگی تویی که باهاش در ارتباطی،تاثیر مستقیم میذاره..
البته منظورم روابط عمیقه.نه رابطه ی آبکی و دو روزه! میدونی چی میگم؟
ولی متاسفانه حوصله ندارم دلایلم رو بنویسم.خودتون فکر کنید ببینید چرا دیگه.افرین.
کاشکی حالت تهوع و سرگیجه م تا صبح خوب بشه.
آمین.
به پول بیشتری لازم دارم..پول خیلی بیشتری.
….
یکی از همکارام توی تایم استراحت خیلی حرف میزنه؛خیلی زیاد..بابا زن! اخه دو دقیقه اومدیم استراحت کنیم ببند دهنو دیگه…
تازه از همه ی زندگیشون هم میگه..از دوست پسر خواهرش گرفته تا مشکلات درون خانوادگیش!!
….
یه عالمه خوابم میاد..صبح ۵ بیدار شدم و از صبح دارم اینور و اونور میرم..یه پاتیل قهوه هم خوردم..ولی فایده ای نداره،چشمام داره بسته میشه :(
….
شب باید برم باشگاه اما اصلا حس و حالشو ندارم :(