خب!
عالی شد! -_- حالا دوتا آقای میم توی زندگیم هست.یکیش ایرانه و اون یکیش خارج از ایران.
یکیشون واضحاً بهم ابراز علاقه کرده و خواسته ش کاملاً مشخصه،یکیشون از سوالایی که میپرسه مشخصه که در تلاشه که همدیگه رو بیشتر بشناسیم و بهم علاقه هم داره تا حدودی..
این وسط منم که دارم گیج میشم!
به اقای میم که ایرانه،گفتم بهم فرصت بده تا به حرفات فکر کنم و بعد ببینم جوابم مثبته به این که با هم آشنا بشیم یا نه..
نمیدونم واقعا..خدایا این چه موقعیتیه دیگه قربونت برم؟
نشستیم داریم با همکارا صبحانه میخوریم..
یه حرفایی دارن سر میز میزنن که باورم نمیشه انقدر سطحی و مزخرفن
کاش سریع تر تموم بشه
داره از آقای میم خوشم میاد..
واضحاً میدونم یسری تفاوت های اساسی داریم! اما داره ازش خوشم میاد..مخصوصا که امشب تحصیلات و سطح سوادش به چشمم اومد.
کاش انقدر هر بار ابلهانه از دیدن سطح سواد یه آدم خر نشم..
خودم هم بدبین شدم البته و اینو حس میکنم..
اما یه جاهایی حس میکنم حرفاش متناقض میشه!یه جاهایی خوشم میاد از حرفاش..
نمیدونم.هیچ نمیدونم!
میترسم..
امیدوارم خدا از این بلا حفظم کنه..
شب بخیر.
معمولا،مخصوصا اخیرا حرف نمیزنم درمورد خودم با کسی..
لزومی نمیبینم اخه!
ولی امشب یه موضوعی رو به یکی گفتم..اصلا هم موضوع خاصی نبود و چون پرسید،گفتم..ولی به محض گفتن،با جمله ی مزخرفِ بعدیش،پشیمونم کرد!
واقعا حالمو بهم میزنه ارتباط با ادما یه وقتایی!
اه اه.
شب بخیر.