Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

Woo-Hoo

مینویسم..حتی وقتی که نوشتن هم بلد نبودم،مینوشتم.. اینجا دفترچه خاطرات منه ^_^

عنوان ندارد

اکانتِ هد اسپیس رو برای سه ماه اینده دارم و خوشحالم.خیلی خوشحال.

کمرم به طرز عجیبی درد میکنه و احساس میکنم که قراره پریود بشم. همیشه دمِ سفر رفتن این موضوع اتفاق میفته؛البته هورمون هام کمی بهم ریخته.باید برم دکتر که هنوز نرفتم.

دلم آرومه. همین برام از همه ی دنیا بَسه.

خوابم میاد و دارم بیهوش میشم.

رحم خانوم؛

رحم جونِ قشنگ و خوبم که همیشه باهام راه اومدی و دقیقا به موقعِ خوبِ خودش پریود شدیم..میشه یه هفته تاخیر داشته باشیم این سری؟اینطوری سفر بهمون بیشتر خوش میگذره ها..قول میدم خیلی مراقبت باشم..باشه؟میشه؟پلییییز…

تنبل

از شاگردایی که دیر میان سرکلاس خیلی خوشم میاد :دی

مرض

امشب در غمگین ترین حالتِ ممکنم.

یکم هم نگرانم.

اصلا کوفت.

آفرین

دوست ندارم اگه یه سری دانش آموز میگن من تیچرشون بشم، رفتار یه همکار با من عوض شه. همونطور که وقتی دانش اموزای دیگه میگن یکی دیگه تیچرشون باشه من تغییری نمی کنم.

روز مزخرف

امروز هم بی حوصله بودم،هم غمگین.

اموزشگاه هم خبری نبود.

هنوزم خیلی ناراحتم.نمیدونم از چی. 

فردا خانوم گردالی رو میبینم و کلی خوش‌میگذره.

ایشالا که فردا روز خوبی باشه.

شُکر و الهی شکر.

شب بخیر.